تبليغاتX
If U die,I wanna die with U my dear - خسته ام!!!!!!

If U die,I wanna die with U my dear

I was born to make U happy,Just to show U how much I care my darling

HOMEPAGE

E-MAIL

نمیدونم شاید تقصیر منه شایدم نیست.دیگه دفترچهء خاطرات روزانه ام توانه این همه نوشته رو نداره.اونم خسته شده از من عینه خدا.عینه اون.

جمعه همه چی تموم شد.شب که میخواستم بخوابم دلم گرفت .خیلی هم گرفت.آخه هر شب بهش شب بخیر می گفتم.دیگه کم آورده بودم.پا شدم mp3رو گذاشتم تو گوشم از شانسه گندم همون آهنگ شام مهتاب داریوش بود.

 

تو آن شام مهتاب کنارم نشستی                                  عجب شاخه گلوار به پایم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش افرینی                                       که صورتگری را نبود این چنینی

 

 یه دفعه ای یه پیامک اومد.حوصله نداشتم ولی بازم دیدم.توش نوشته بود که حیف اعتبار نداری وگرنه یه چیزیایی بهت میگفتم.پاشدم رفتم سمته تلفن یه missed call براش انداختم.نوشت هان؟زنگ زد ولی من قطع کردم.نوشت اگه نمیخواستی حرف بزنی چرا زنگ زدی؟(وای خدایا این ...من نبود)دیگه نتونستم جلوی اشکامو بگیرم.اه همیشه وقتی ناراحتم نمیشه جلوشونو گرفت.حالا دیگه احسان خواجه امیری میخوند:

 

هر چی آرزوی خوبه ماله تو                                  هر چی که خاطره داری ماله من

اون روزای عاشقونه ماله تو                                  این شبای بی قراری ماله من.

منمو حسرت با تو ما شدن                                   توییو بدون من رها شدن

 

دیگه به هق هق افتادم.من شبا وقتی میخوام بخوابم یه آیه الکرسی-یه فاتحه برا بابا بزرگم-یه دونه ام برای عموم.بعدش برای 4نفر دعا میکنم.یکی مامانم-یکی بابام-یکی داداشم و یکی هم .....برای سلامتیشون ولی جمعه که رسیدم ..... از خدا اولش نمیخواستم اینو بخوام ولی دیدم اون منو دیگه دوست نداره من که هنوز دوستش دارم.

یه دفعه ای تمامه خاطراته اون روز برام عینه یه فیلم تکرار شد..جمعه نشسته بودم.پیامک اومد.جمله ای که از شکسپیره. (خیلی از شکسپیر بدم میاد.آخه یکی نیست بکه اگه تو ادم بودی که زنت نمیداشت بره)

گفتم OK.گفت یعنی موافقی؟.گفتم نه؟گفت پس چرا میگی ok؟گفتم اینو گفتم که یعنی  smsاومد.گفتم من نمیدونم که چیکار کردم که تو باهام بد شدی؟گفت تو؟!هیچی!!!گفتم پس تو که با من خوب بودی.گفت دورو زمونه عوض شده. گذشته ها گذشته گلم.گذشته ها رو باید فراموش کرد.دیگه داشتم میمردم.از شانسه گندم همون موقع اعتبارم تموم شد.

فوری یه sms زدم از گوشی دوستم که توش نوشتم مرسی که خرم کردی ولی من دوستت دارم.فوری خودمو رسوندم خونه.زنگ زدم بهش گفتم بیا اینترنت کارت دارم.گفت خب.

 

یه روزی گله کردم من از عالمه مستی                         تو هم به دل گرفتی دله مارو شکستی

 

 

تو نمیدونی من چی کشیدم                                       وقتی که گفتی تورو نمیخوام

باور ندارم تو دیگه نیستی                                           حالا تو رفتی من اینجا تنهام

 

 

اومد.گفت خب چیکارم داشتی.گفتم تو نمیدونستی منو خر کردی.گفت نه.چه جوری؟.گفتم خلاصه منو خر کردی و باهام بازی کردی.گفت از قدیم گفتن اگه میخوای یه گل داشته باشی باید با خر آشنا شی.گفتم گل بخوره تو سرشون من یه گل داشتم که اونم گفت منو نمیخواد و میخواد ماله یکی دیگه شه.خلاصه بعد از کلی حرف یه داستان  بافت و گفت من میخوام یه آدمه دیگه شم.یه پسر بد.تو ازش خوشت نمیاد.اگه قبول میکنی با یه کثافت دوست باشی من حرفی ندارم.گفتم یعنی چی؟گفتم تو نمیتونی عینه اونا شی.من اونارو دیدم.اونا شعور ندارن.ریشه شون فاسد.گفت من خود ریشه ام.گفتم هیچ ریشه ای نمیخواد فاسد شه.این برگاشن که باعث میشن.گفت اصلا" به تو چه.حالا انتخاب کن.آره یا نه؟کلی حرف بعدش زدیم ولی من دیگه گفتم دوستت دارم و دوست دختره جدیدتم مبارک.گفت چرت نگو.تا اینکه دیگه شب شده اونایی که گفتم.شنبه صبحم کلی تلفنی حرف زدیم.ولی گفت نه.

میدونم همش یه بهونه بود تا منو دک کنه.آخه میدونه به این چیزا حساسم.اینارو گفت تا من بگم نه.

 

بینه ما نگو فاصله س خیلی                            جاری میشه رو صورتم سیلی

                                  وای اگه نباشی من میمیرم

+ نوشته شده در نوزدهم مرداد 1386ساعت 21:37 توسط الی کوچولو |