تبليغاتX
If U die,I wanna die with U my dear - این منم غریبه با من.

If U die,I wanna die with U my dear

I was born to make U happy,Just to show U how much I care my darling

HOMEPAGE

E-MAIL

خدا خودش تنها نشست عرصهء آدم رو نوشت.از جنس عشق شهرکی ساخت اسم اونو گذاشت بهشت.از جنس گل و خاک اون پیکر آدم رو سرشت.

 

 

توجه                                                                                                             توجه

به پیشنهاد یکی از بچه های وبلاگی برای امتحان آپ امروز طولانیتره نسبتا"(نسبتا" طولانیتره)

 

 

سلام.خوبید؟منم خوبم.من این آپ رو از قبل اماذه کرده بودم.بچه ها اصلا" حوصله ندارم.من همون النازی هستم که انقدر شیطونی میکردم که همه میگفتن بچه 2 دقیقه بشین حالا نیستن که ببینن من دو هفته نشستم و تکون نمیخورم.

ای عجب تابستونی.از 18 تیر باید تشریفمون رو ببریم مردسه.راستی کسای که میخواستن بدونن من چندمم که امتحان نهایی داشتم باید بگم که من سوم دبیلستان بودم خالا هم میخوام برم پیش دانشگاهی

اول از کسایی که بابت اون غلطه شعری توجه کردن ممنون.

و از همه ممنون که جمله خودشون رو گفتن ممنون ولی راستشو بخوایید من یه جملهء دیگه تو کامنت ها دیدم که خیلی قشنگه و از این به بعد میخوام آپمو با این جمله شروع کنم:

تنهایی آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت همنشین تنهایی جاوید من است.

خوب حالا که  روز مادره اول یه تبریک خسابی به همهء مامانا بگم. خصوصا" مامانه خودم.

 

الان دارم این آهنگ ابی رو گوش میدم: (وای چه خده با اخساساتیه.آدم دلش میخواد بگلیه)

 

کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری؟

دست رو موهات کی می کشه وقتی منو نداری؟
شونهء کی مرحم هق هقت میشه دوباره؟

از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره؟

برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته

از جلو پات جمع می کنه برگای زرد و خسته؟

کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا؟

 

 

 

" با تو این تنه شکسته داره کم کم جون می گیره

                                آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره

با انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

                               دیگه ازمرگ نمیترسم عاشق شهامتم من

اگه رو حصیر نشینم اگه هیچ نداشته باشم

                               با تو من مالک دنیام بی تو در نهایتم من

با تو ....

با تو شاه ماهی دریا بی تو برگ خشک تو ساحل

                              باتوشکل یک حماسه بی تو یک کلام وافر

بی تو من هیچی نمیخوام از این عمری که دو روزه

                             نروتا غم واسه من پیرهنی از عزا بدوزه

با تو....."

 

 

شب تنهايي با هم.. شايد اينگونه سزاوار فراموشي نبود چقدر با عجله... غبار مي تکاني از ردپاي آخرين خاطراتمان کنون اي اولين و آخرينم کاش احساس آبي مرا مي شنيدي. تا هميشه به تماشاي شب ميروم و تکه هايي از عشق مدفون ميراث من است و قلمي که هيچ گاه نتوانست آخرين حرفهاي مرا با تو بگويد

 

در باغ دیوانه خانه ای ، جوانی رنگ پریده و جذاب
شگفت انگیز را دیدم. بر نیمکتی کنار او نشستم و گفتم : چرا این جایی؟
با تعجب به من نگاه کرد و گفت : چه سوال عجیبی ، اما جوابت را می دهم. پدرم می خواست مثل او باشم. عمویم هم می خواست من مثل خودش باشم.
مادرم می خواست من تصویری از شوهر دریانوردش باشم و از او پیروی کنم. برادرم فکر می کند باید مثل او ورزشکاری ماهر باشم.
استاد فلسفه و استاد موسیقی و استاد منطقم هم می خواستند مثل آنها باشم ، آنان مصمم بودند که من بازتاب چهره خودشان در آینه باشم.
پس به اینجا آمدم ، اینجا را سالم تر می دانم . دست کم می توانم خودم باشم.
سپس ناگهان به طرف من برگشت و گفت : ببینم ، راه تو هم به خاطر تحصیلات و مشاوره ها به اینجا ختم شده؟
پاسخ دادم : نه ، من بازدیدکننده ام.
و او گفت : آه پس تو یکی از آنهایی هستی که در دیوانه خانه آن سوی این دیوار زندگی می کنند.

 

براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني.آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفها شونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته ، به اين سادگيها پاک شدني نيست.اگرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره...ولي بنويس...

 

 

اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن

 

خداییش این رو بخونید.ته خندس.البته به کسی بر نخوره ها .فقط یه شوخیه!!!

 

تو بيمارستان، جايي كه يكي از افراد فاميل كه به طرز مرگباري مريض بود، بستري شده بود، همه قوم و خويشها تو اتاق انتظار جمع شده بودن .

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي  .

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه  ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله آزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين  ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد  :"5000$ براي مغز يك مرد و  200$ براي مغز يك زن  ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن  !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟  "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا" ارزونتر ولی مغز آقایون انچنان استفاده ای ازش نمیشه!!!!(اینو دیگه خیلی راست میگه.مگه نه؟)

 

 

حالا دارم اینو گوش میدم.از معینه.وای خدایا چقده من امروز دلم گرفته:هههییی

 

تو دنیایی که آواره مصیبت با دستای تو ریخته بر سر من

چرا میخوای بدونم با یه حس حقیقی هستی یار و یاور من

 

تو که بیگانه هستی با سپیدی

تو که دلبستگیهامو ندیدی

 

در این بازار داغ ناامیدی

تو رو باور کنم با چه امیدی

 

قسم نخور به جونم  که بی قسم میدونم

نور ستارهء تو رفته از آسمونم

 

چشام اشکی نداره به پای تو بباره

یه قلب پاره پاره قسم خوردن نداره

 

نگینی بودی بر انگشتر من

امیدی در دل عاشق تره من

 

تو که آتش زدی بر هستیه من

به باد دادی چرا خاکستره من

 

تو که با قلب عاشق میپریدی

شکستی پس چرا بال و پر من

 

چرا میخوای قسم های دروغی

بشه یک باره دیگه باور من

 

اینم از آپ امروز.خیلی طولانی شد نه؟

+ نوشته شده در چهاردهم تیر 1386ساعت 9:27 توسط الی کوچولو |