|
I was born to make U happy,Just to show U how much I care my darling
|
||||
|
|
||||
سلام شطول مطولید؟من که خیلی خوفم میدونید چرا؟آخه از اول مهر میرم مردسه. آقا ما رفتیم ثبت نام.خلاصه ثبت نام کردیمو خانمه گفت برای ثبت نام کلاسهای فوق العاده برید اون طرف.منم که نمیدونستم اجباری نیست.رفتم از مسولش پرسیدم خانم اجباریه؟خانمه که گویا اسمش خانم آگاهی بود.گفت اجباری که نه ولی به درد کنکور انسانی میخوره.منم که دیدم نمیخوام کنکور انسانی بدم.کنکور زبان میخوام بدم.گفتم نه مرسی نمیخوام.خلاصه چشمتون روز بد نبینه خانم یه ربع رو مخ من کار کرد منم بعد یه ربع باز گفتم نه بوسه در دو چشمانش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذر گاه آن لبان خاموش شعله یی بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه یی روی سایه یی خم شد در نهانگاه راز پرور شب نفسی روی گونه ای لغزید بوسه یی شعله زد میان دو لب فروغ فرخزاد آرزو به امید نگاهت ایستادن به روی شانه هایت سر نهادن خوشتر از آن آرزویی است دهات کوچکت را بوسه دادن. فریدون مشیری از من دوباره بیوگرافی خواسته بودید.چی بگم اخه.من که تا جدوآبادم هم معرفی کردم.مامانمو میخوام. مثلا" از اینا میگم. بابام کارخونه داره.مامانم خونه داره.(چه با قافیه شد.اگه با ریتم بخونی شعر میشه.آها.حالا بخون.بیا وسط.چرا نشستی.بیا وسط دیگه) گفتم بابام کارخونه داره.خالا توخم بهت دست نده.یه کارخونهء کوچیک کفش داره.باور کن کوچیکه. از رنگای مورد علاقم:مشکی.سفید.(همیشه جورابه سفید میپوشم) دیگه تولدم بیست و یکم آبانه غذای مورد علاقه:ندارم تیم مورد علاقه:اهل فوتبال نیستم ولی پرسپولیس(یا نام اسلامیش پیروزی)بهتره. آخ کیف میده تو فوتبال این پسرارو بزنی.بعد بگی اشتباه شد. از فحش متنفرم و هر کسی هم فحش بده بهش میگم بی ادب و گاگول. وای دیوونهء ارتفاع هستم.هر چی بالا تر بهتر.بچه که بودم یه بار نزدیک بود از طبقهء دوم بیفتم.آخه هی میرفتم نزدیک نرده ها.عین الان.ولی دوست دارم همش از بالا به پایین نگاه کنم.بعضیا میگن این یعنی اینکه خودپرستم.نمیتونم کسی رو بالاتر از خودم ببینم و دوست دارم همه زیر دستم باشن.ولی من که اینطوری نیستما.شما گول نخورید. اصلا" من اول میخواستم برم هنرستان موسیقی.بعد گفتن تو ایران فقط تا فوق دیپلم داره منم نرفتم.بعد میخواستم برم مهمانداری که همش تو آسمون باشم.ما که از زمینیها خوبی ندیدیم.گفتم حتما" آسمونیها بهترن.خلاصه نمیدونم چی شد.گول خوردم نرفتم. دیگه تولدم بیست و یکم آبان است. حتما" سایزم رو هم میخواید بعد دیگه از اینکه تو مرکزای خرید بگردم خوشم میاد ولی از اینکه هی خرید کنم خوشم نمیاد.به قول داییم بچهء کم مصرفم.آخه چون هیچی نمیخرم و نمیخورم.از مرکز خریدای مورد علاقم ونک و گلستان و ایران زمین از شهرهای مورد علاقم هم شیرازو اصفهان و همدان و شهرهای دریایی ودرسته از آب میترسم ولی دوست دارم کنار دریا بشینم بهش نگاه کنم. دیگه تولدم بیست و یکم آبان است. از کشورای مورد علاقم هم ایتالیا و فرانسه. دیگه تولدم بیست و یکم آبان است. وای تا یادم نرفته من از گربه به شدت میترسم.یاد یه خاطره افتادم.یه روز میخواستم برم کلاس زبان .سر حال اومدم بیرون.یه دفعه دیدم آقا گربهه نشسته روبروی کوچه.اول یه جیغ بنفش کشیدم.بعد دیدم گربهه نرفت.من به ربع وایستادم.هی از من ترس از گربهه نگاه.خلاصه برگشتم خونه مامانم گفت:چرا برگشتی منم گفتم اصلا" نرفتم.گفت:چرا؟گفتم:تو کوچه گلبه بود. راستی تو اون بیوگرافی یه چند تا از خوننده های مورد علاقمو یادم رفت بگم. دیگه تولدم بیست و یکم آبانه خواننده های مورد علاقم:گوگوش-سپیده-مهسا و Britney Spearsو Pussy Cat DollsوBlack Eyed Peas دیگه نمیدونم چی بگم.خدا کنه این بس باشه.همش تولدمو گفتما!!!!!!عجب رنگی رنگی نوشتما.عیب نداره شاد. آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی ز تو لبریزم فروغ فرخزاد. امشب شب آخر که مزاحم دلت شدم خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم بدرقه لازم ندارم میرم عزیزترینم نذار بمونه زیر پا قلبمو بردار از زمین دوست دارم فقط برای تو یه حرف ساده بود غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود دوست دارم. همهء آهنگای مهسا قشنگه ولی من اینو خیلی خوشم میاد.راستی کسی ویدیویی از مهسا نداره برام سند کنه؟!!!همه آهنگاشو دارم ولی ویدیو.... این منم غریبه با من خالی از احساسه یک زن برگیم که رفته بر باد اسمیم که رفته از یاد دل به عشق تو سپردم تورو سخت به دست آوردم خودمو با تو شناختم ولی آسون تورو باختم هر جا هستم هر جا هستی توی قلبم ریشه بستی هر هرجا باشم هر جا باشی نمیشه از من جدا شی.![]()
.آخ قیافهء خانمه دیدنی بود.دلم براش سوخت.هر چی اون میگفت من باز میگفتم نه
.دختر خالم میگفت من اگه جای خانومه بودم یه بارم بهت اصرار نمیکردم.منم گفتم اون که منو نمیشناخت.شماها منو میشناسید.دو تا از دوستامم دیدم.خلاصه اینکه از اول مهر میرم مردسه کلی هم ذوقیدم.![]()
![]()
![]()
![]()
ولی همبرگر خوفه. دیگه تولدم بیست و یکم آبان است.
دیگه تولدم بیست و یکم آبان است.
دیگه تولدم بیست و یکم آبانه![]()
دیگه تولدم بیست و یکم آبان است.
ولی من نمیگم آخه برای تولدم به زخمت میوفتی.خالا که اصرار میکنی میگم.سایزم 34 هست. دیگه تولدم بیست و یکم آبان است.
.دیگه تولدم بیست و یکم آبان است.![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:31 توسط الی کوچولو
|

خدا خودش تنها نشست عرصهء آدم رو نوشت.از جنس عشق شهرکی ساخت اسم اونو گذاشت بهشت.از جنس گل و خاک اون پیکر آدم رو سرشت. توجه توجه به پیشنهاد یکی از بچه های وبلاگی برای امتحان آپ امروز طولانیتره نسبتا"(نسبتا" طولانیتره) سلام.خوبید؟منم خوبم.من این آپ رو از قبل اماذه کرده بودم.بچه ها اصلا" حوصله ندارم.من همون النازی هستم که انقدر شیطونی میکردم که همه میگفتن بچه 2 دقیقه بشین حالا نیستن که ببینن من دو هفته نشستم و تکون نمیخورم. ای عجب تابستونی.از 18 تیر باید تشریفمون رو ببریم مردسه.راستی کسای که میخواستن بدونن من چندمم که امتحان نهایی داشتم باید بگم که من سوم دبیلستان بودم خالا هم میخوام برم پیش دانشگاهی اول از کسایی که بابت اون غلطه شعری توجه کردن ممنون. و از همه ممنون که جمله خودشون رو گفتن ممنون ولی راستشو بخوایید من یه جملهء دیگه تو کامنت ها دیدم که خیلی قشنگه و از این به بعد میخوام آپمو با این جمله شروع کنم: تنهایی آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت همنشین تنهایی جاوید من است. خوب حالا که روز مادره اول یه تبریک خسابی به همهء مامانا بگم. خصوصا" مامانه خودم. الان دارم این آهنگ ابی رو گوش میدم: (وای چه خده با اخساساتیه.آدم دلش میخواد بگلیه) کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری؟ دست رو موهات کی می کشه وقتی منو نداری؟ از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره؟ برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته از جلو پات جمع می کنه برگای زرد و خسته؟ کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا؟ " با تو این تنه شکسته داره کم کم جون می گیره آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره با انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه ازمرگ نمیترسم عاشق شهامتم من اگه رو حصیر نشینم اگه هیچ نداشته باشم با تو من مالک دنیام بی تو در نهایتم من با تو .... با تو شاه ماهی دریا بی تو برگ خشک تو ساحل باتوشکل یک حماسه بی تو یک کلام وافر بی تو من هیچی نمیخوام از این عمری که دو روزه نروتا غم واسه من پیرهنی از عزا بدوزه با تو....." شب تنهايي با هم.. شايد اينگونه سزاوار فراموشي نبود چقدر با عجله... غبار مي تکاني از ردپاي آخرين خاطراتمان کنون اي اولين و آخرينم کاش احساس آبي مرا مي شنيدي. تا هميشه به تماشاي شب ميروم و تکه هايي از عشق مدفون ميراث من است و قلمي که هيچ گاه نتوانست آخرين حرفهاي مرا با تو بگويد در باغ دیوانه خانه ای ، جوانی رنگ پریده و جذاب براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني.آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفها شونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته ، به اين سادگيها پاک شدني نيست.اگرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره...ولي بنويس... اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن خداییش این رو بخونید.ته خندس.البته به کسی بر نخوره ها .فقط یه شوخیه!!! تو بيمارستان، جايي كه يكي از افراد فاميل كه به طرز مرگباري مريض بود، بستري شده بود، همه قوم و خويشها تو اتاق انتظار جمع شده بودن . بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي . دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ." "اين عمل ، كاملا در مرحله آزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ." اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟"; دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ." موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن ! بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ " دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا" ارزونتر ولی مغز آقایون انچنان استفاده ای ازش نمیشه!!!!(اینو دیگه خیلی راست میگه.مگه نه؟) حالا دارم اینو گوش میدم.از معینه.وای خدایا چقده من امروز دلم گرفته:هههییی تو دنیایی که آواره مصیبت با دستای تو ریخته بر سر من چرا میخوای بدونم با یه حس حقیقی هستی یار و یاور من تو که بیگانه هستی با سپیدی تو که دلبستگیهامو ندیدی در این بازار داغ ناامیدی تو رو باور کنم با چه امیدی قسم نخور به جونم که بی قسم میدونم نور ستارهء تو رفته از آسمونم چشام اشکی نداره به پای تو بباره یه قلب پاره پاره قسم خوردن نداره نگینی بودی بر انگشتر من امیدی در دل عاشق تره من تو که آتش زدی بر هستیه من به باد دادی چرا خاکستره من تو که با قلب عاشق میپریدی شکستی پس چرا بال و پر من چرا میخوای قسم های دروغی بشه یک باره دیگه باور من اینم از آپ امروز.خیلی طولانی شد نه؟
شونهء کی مرحم هق هقت میشه دوباره؟
شگفت انگیز را دیدم. بر نیمکتی کنار او نشستم و گفتم : چرا این جایی؟
با تعجب به من نگاه کرد و گفت : چه سوال عجیبی ، اما جوابت را می دهم. پدرم می خواست مثل او باشم. عمویم هم می خواست من مثل خودش باشم.
مادرم می خواست من تصویری از شوهر دریانوردش باشم و از او پیروی کنم. برادرم فکر می کند باید مثل او ورزشکاری ماهر باشم.
استاد فلسفه و استاد موسیقی و استاد منطقم هم می خواستند مثل آنها باشم ، آنان مصمم بودند که من بازتاب چهره خودشان در آینه باشم.
پس به اینجا آمدم ، اینجا را سالم تر می دانم . دست کم می توانم خودم باشم.
سپس ناگهان به طرف من برگشت و گفت : ببینم ، راه تو هم به خاطر تحصیلات و مشاوره ها به اینجا ختم شده؟
پاسخ دادم : نه ، من بازدیدکننده ام.
و او گفت : آه پس تو یکی از آنهایی هستی که در دیوانه خانه آن سوی این دیوار زندگی می کنند.
+
نوشته شده در چهاردهم تیر 1386ساعت 9:27 توسط الی کوچولو
|
